غلامعلى صفايى
170
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و إنّما لم تدل : بايد دانست كه جمله شرطيه مذكور در حديث و مانند آن دلالت بر انتفاء جواب - انتفاء عدم حليت كه مىشود حليت - ندارد به دو دليل : أحدهما : دلالت اين جمله بر انتفاء جواب - حليت - همانا از باب مفهوم مخالفت مىباشد زيرا مفهوم مخالفت در جمله شرطيه عبارت است از انتفاى جواب در نزد انتفاء شرط و در حديث انتفاى شرط عبارت از انتفاى « لم تكن ربيبتي في حجري » كه مىشود « تكون ربيبتي في حجري » زيرا لازمه انتفاى منفى ، اثبات است ، و انتفاى جواب « ما حلت » مىشود « حلت » بنابراين مفهوم مخالفه حديث مىشود « لو تكون ربيبتي في حجري حلت لي » پس مفهوم مخالف دلالت بر حليت مىكند ، لكن مفهوم موافقت آن ، دلالت بر عدم حليت به نحو اولى مىكند زيرا وقتى آن زن ربيبه هم نباشد همسرى پيامبر با او حلال نيست پس به نحو اولى اگر ربيبه باشد حلال نيست ، و مىدانيم كه اگر مفهوم مخالفت با مفهوم موافقت با هم تعارض كردند ، مفهوم موافقت رجحان دارد زيرا ظهور آن بر معناى خود قوىتر است ، لذا هيچيك از علما دربارهء حجيت مفهوم موافقت اشكال نكرده است ، بنابراين انتفاى جواب كه از باب مفهوم مخالفت مىباشد در اين گونه عبارات دلالتى بر آن نيست . ثانيهما : دومين دليل عدم دلالت جمله شرطيه بر انتفاء جواب در اين گونه جملات اين است كه وقتى ما دانستيم كه مناسبت سبب و مسببى تامه بين شرط و جواب نيست ، پس رابطه عليت بين اين دو وجود نخواهد داشت ، بنابراين عدم بودن زينب به عنوان ربيبه قرار داده نشده علّت براى عدم حليت همسرى ، پس مىدانيم كه عدم حليت همسرى علّت ديگرى دارد و آن بودن زينب دختر براى برادر رضاعى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است . « و ذلك مستمر مع كونها ربيبته صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فيكون عدم الحلية عند عدم كونها ربيبته صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مستندا إلى ذلك السبب وحده ، و عند كونها ربيبته صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مستندا إليه و إلى كونها ربيبته صلّى اللّه عليه و آله و سلّم معا » . پس اين علت - دختر برادر رضاعى بودن - است موجب عدم حليت مىباشد كه دائم و مستمر با بودن زينب به عنوان ربيبه است ، پس ، علت عدم